عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

163

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

« يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ » . « در آن دو باغ از هر ميوه دو جفت است » ، « كه به سر نمىرسد » ، « در زندگى خوش و پسنديده » ، « در بهشتى بلندمرتبه » ، « و پرده‌هاى گسترده » ، « در سايه‌ها و چشمه‌سارها » ، « خوراك و سايه آن جاودانه است ، اين فرجام كسانى است كه پرهيزگارى كردند و فرجام كافران آتش است » ، « و چگونه آتشى كه « مجرمان در عذاب جهنم » جاودانه‌اند عذاب از ايشان كاسته نمىشود و ايشان در آن خوار و فرومايه‌اند » ، « در گمراهى و آتشهاى سوزان » ، « روزى كه كشيده شوند در آتش بر چهره‌هايشان ، بچشيد سودن دوزخ را » ، « گنهكار دوست مىدارد كاش فديه مىداد از عذاب آن روز به پسرانش » . تا آنجا كه مىفرمايد : « وَ جَمَعَ فَأَوْعى » ، « گرد آورد و بيندوخت » ، در عذابى سخت و گرفتارى دشوار و خشم پروردگار جهانيان هستند « وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجِينَ » ، « و نباشند از آن بيرون شدگان » . « 57 » موسى بن محمد بن سليمان هاشمى از جاى برخاست و آن جوان را در آغوش كشيد و گريست و به نديمان خود گفت : از پيش من بيرون رويد و خود به صحن خانه خويش آمد و با آن جوان بر بوريايى نشست و بر جوانى خويش مىگريست و بر خود نوحه‌سرايى مىكرد و آن جوان او را پند و اندرز مىداد و با خداى عهد و پيمان كرد كه هرگز به گناهى برنگردد . چون آن شب را به صبح رساند توبه خود را آشكار ساخت و ملازم مسجد و عبادت شد و فرمان داد همه گهرها و سيم و زر و جامه‌ها فروخته شود و بهاى آن را صدقه داد ، حقوق ديوانى خود را هم نپذيرفت و همه املاكى را كه در اختيارش نهاده بودند برگرداند ، آنگاه املاك شخصى و بردگان و كنيزكان را فروخت و هركدام را كه خواهان آزادى بودند آزاد ساخت و هرچه به دست آورده بود صدقه داد ، جامه پشمين خشن پوشيد و به خوردن نان جو قناعت كرد . شبها به شب‌زنده‌دارى و روزها به روزه گرفتن پرداخت ، و چنان شد كه نيكان و برگزيدگان به ديدارش مىرفتند و به او مىگفتند : با خود مدارا كن كه پروردگار بزرگوار است و عبادت اندك و آسان را سپاس مىدارد و پاداش بسيار مىدهد . او مىگفت : اى قوم من به خويشتن آشناترم ، گناه من بزرگ است شب و روز از فرمان

--> ( 57 ) . اين آيات مباركات كه به مناسبت وحدت در معنى در اين متن آمده است از سوره‌هاى مختلف است ، و به ترتيبى كه در متن آمده به اين‌گونه است : بخشى از آيه 33 سوره واقعه ، بخشى از آيه 20 و 21 سوره الحاقه ، آيه 16 سوره غاشية ، بخشى از آيه 25 سوره رعد ، آيات 75 / 74 سوره زخرف ، آيات 11 و 18 سوره معارج و آيه 48 سوره حجر .